تبليغاتX
جزيره ای در جزيره
تراوشات خاکستری
 روشنفکر

یادمه هنوز اینقدر از نظر سنی بزرگ نشده بودیم که بعضی وقتا از بعضی اصطلاحات بدمون می اومد، مثلا وقتی می گفتن بادمجون با اینکه از خود بادمجون بدمون نمی اومد از اسمش تنفر داشتیم و انگار دارن با اتو برقی شکنجه مون میدن! یه چند وقته دوباره اینجوری شدم. یه اصطلاحاتی هست که وقتی به گوشم می خوره، یه جورایی میشم. نه اینکه از این اصطلاحا بدم بیاد، حالم به هم میخوره!! جدیدترینش روشنفکر و روشنفکریه. حتی یه بار یکی به من گفت تو آدم روشنفکری هستی، تا یه مدت از خودم هم بدم می اومد! از نظر من روشنفکر کسی است که بدون اطلاعات و دانش در مورد یک موضوعی نظرات کارشناسی ارايه میده، این تعریف از اونجا ناشی میشده که هر کسی رو دیدم که ادعای روشنفکری داشت طرز تفکرش این طوری بود.

البته من هم شاید بدون اطلاعات کامل از روشنفکری، دارم نظر میدم که در این صورت مشمول تعریف خودم قرار می گیرم!!

|+| نوشته شده توسط مزدک الشعرای سابق در یکشنبه بیست و دوم دی 1387  |
 چهار سال

باز چهار سال گذشت، مثل دانشگاه، مثل دبیرستان، مثل دوره سربازی و بیکاری، دوباره چهار سال. واین بار چهار سال زندگی جزیره ای، اقماری، عشایری، زندگی کوچ!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مزدک الشعرای سابق در یکشنبه بیست و دوم دی 1387  |
 ترافیک دل انگیز

امروز هم طبق ایام تلف شده قبلی یه دوسه ساعتی رو توی ترافیک زیبا و دل انگیز تهران گذروندیم و لذت بردیم و جای همه دوستان رو هم خالی کردیم. رادیو جوان رو که سوئيچ کردیم به رادیو پیام شروع کرد به گفتن قسمت هایی از اتوبان ها و خیابونا که ترافیک سنگین بود:

شرق به غرب بزرگراه همت از اول تا آخر ، غرب به شرق همین بزرگراه از آخر تا اول! بزرگراه حکیم از ابتدا تا تونل، بزرگراه رسالت از تونل تا انتها، از کرج تا دماوند شامل اتوبان کرج، شیخ فضل الله، همت ، مدرس، صدر، بابایی، از دماوند تا کرج به همان ترتیب برعکسش و به همین ترتیب ورودی و خروجی بزرگراه ها

تا حالا فکر کردید اون آرامشی که توی زندگی دنبالش هستید چیه؟ یا اینکه مثل 12 میلیون بچه تهرونی فکر می کنید آرامش زندگی، همینه، همینه!!

آدمی در شهر تهران در نمی آید به دست

روستای   دیگری   باید    وز  نو  قريه ای!!

|+| نوشته شده توسط مزدک الشعرای سابق در سه شنبه سوم دی 1387  |
 
 
بالا